<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش نامه قرآن و عهدین</title>
    <link>https://qb.qurabi.ir/</link>
    <description>پژوهش نامه قرآن و عهدین</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی ریخت‌شناسی شخصیت حضرت یعقوب (ع) در قرآن کریم و عهد عتیق با محوریت مفهوم &amp;laquo;هیمنه&amp;raquo;</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736784.html</link>
      <description>متون مقدس ابراهیمی با وجود برخورداری از چارچوب‌های روایی مشترک، غالباً بستر اختلافات عمیق ایدئولوژیک و غایت‌شناختی هستند. بر همین اساس، مسئله اصلی این پژوهش تبیین چگونگی دگردیسی و تفاوت در بازنمایی ریخت‌شناختی شخصیت حضرت یعقوب (ع) میان دو متن کلیدیِ &amp;amp;laquo;قرآن کریم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سفر پیدایش&amp;amp;raquo; است. این مقاله با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی و بهره‌گیری از رویکرد روایت‌شناسی تطبیقی تلاش می‌کند تا نشان دهد چگونه قرآن کریم با کاربست اصل &amp;amp;laquo;هیمنه&amp;amp;raquo; (سیطره تصحیحی)، روایت توراتی پیش از خود را بازخوانی و پالایش کرده است. یافته‌های تحقیق گویای آن است که عهد عتیق در راستای هویت‌سازی برای یک قوم خاص، شخصیتی خاکستری، پرنوسان و درگیر با لغزش‌های انسانی از یعقوب به تصویر می‌کشد. در مقابل، گفتمان تعالی‌بخش قرآن با حذف عامدانه عناصر دراماتیک و چالش‌برانگیز، سطح الهیاتی این شخصیت را ارتقا داده و او را به عنوان الگویی معصوم، ایستا و کاملاً پیراسته از خطا معرفی می‌کند. دستاورد نهایی این تطبیقِ متنی نشان می‌دهد که قهرمان ملی و جایزالخطای روایات یهودی، در نص صریح قرآن به یک اسوه جهانی و بی‌نقص تبدیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان انتقادی سوره طه بر اساس الگوی جیمز پائول جی</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736790.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) گفت‌وگوی میان حضرت موسی و خداوند در سورهٔ طه قرآن کریم بر اساس چارچوب تحلیل گفتمان جیمز پل جی می‌پردازد. با بهره‌گیری از &amp;amp;laquo;وظایف سازندهٔ گفتمان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابزارهای پژوهشی&amp;amp;raquo; جی، این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه تعامل الهی&amp;amp;ndash;انسانی از طریق زبان، به ساخت هویت‌ها، روابط، مناسبات قدرت و معانی الهیاتی در یک متن مقدس می‌انجامد. پژوهش با اتخاذ طرحی توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با رویکردی ترکیبی، تحلیل کمّی بسامد ویژگی‌های گفتمانی را با تفسیر کیفیِ معانی زمینه‌مند و جهان‌های انگاشته‌شده تلفیق می‌کند.یافته‌ها نشان می‌دهد که ساخت هویت و ایجاد رابطه، برجسته‌ترین وظایف سازنده در گفتمان میان موسی و خداوند هستند که این امر بر محوریت شکل‌گیری هویت نبوی و اقتدار الهی دلالت دارد. در میان ابزارهای پژوهشی جی، &amp;amp;laquo;معانی موقعیتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جهان‌های انگاشته‌شده&amp;amp;raquo; بیشترین بسامد را دارند که نشان می‌دهد مفاهیم الهیاتی از طریق معانی وابسته به بافت و الگوهای ضمنی روابط الهی&amp;amp;ndash;انسانی منتقل می‌شوند. تحلیل همچنین نشان می‌دهد که روابط قدرت نامتقارن اما همراه با رحمت‌اند و حاکمیت الهی را با پاسخ‌گویی به دغدغه‌های انسانی درهم می‌آمیزند.با به‌کارگیری چارچوب جامع جی در تحلیل گفتمان قرآنی، این پژوهش میان تفسیر سنتی قرآن و تحلیل زبانی معاصر پیوند برقرار می‌کند. افزون بر این، با گسترش کاربست تحلیل گفتمان انتقادی به متون دینی، به مطالعات گفتمان انتقادی یاری می‌رساند و ارزش تحلیلی الگوی جی را در بررسی گفتمان‌های پیچیدهٔ معنوی و الهیاتی نشان می‌دهد. در نهایت، این تحقیق گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای میان زبان‌شناسی و الهیات را تقویت کرده و به غنای مطالعات انتقادی متون مقدس می‌افزاید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی نگاه تثلیثی انجیل یوحنا بر اساس تفاسیر عهد جدید</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736776.html</link>
      <description>غالباً مسیحیان در بحث تثلیث استناد به انجیل یوحنا می‌کنند و معتقدند در این انجیل بحث الوهیت حضرت عیسی مطرح شده است. ازاین‌روی این انجیل از دیرباز موردتوجه پژوهشگران و محققان بوده و به‌ظاهر با چالش‌های بسیاری مواجه شده است. تحلیل دقیق این انجیل بر اساس تفاسیر مربوط به آن از میان مفسران کتاب مقدس می‌تواند جایگاه آن را پیرامون آموزه یکتاپرستی یا آموزه تثلیث روشن و ابهامات را برطرف نماید. ضمن اینکه این پژوهش می‌تواند بیانگر صدای خاموش جریان اقلیت یکتاپرستی در مقابل جریان غالب تثلیث باشد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی دقیق مسئله تثلیث و یکتاپرستی با رویکرد تفسیر محور بوده است. نتایج و یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد که می‌توان از انجیل یوحنا دو دسته آیات استخراج کرد. دسته اول آیاتی که چالشی هستند و بر اساس آن این برداشت حاصل شده است که این انجیل بر الوهیت حضرت عیسی مسیح تأکید دارد که تلاش شده است بر اساس تفاسیر موجود در خصوص کتاب مقدس مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد و نشان داده شود که این برداشت‌ها قابل‌نقض و ابرام است. دسته دوم هم آیاتی است که دقیقاً موید یکتاپرستی است و نشان می‌دهد که حضرت عیسی ماهیت انسانی دارد و ماهیت الوهی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ژئوپلیتیک اعتقادی؛ نقش باورهای آخرالزمانی در تقابل صهیونیسم و مهدویت</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736785.html</link>
      <description>منازعات معاصر خاورمیانه به طور عمیقی متأثر از باورهای اعتقادی و ایدئولوژی‌های آخرالزمانی است که در این میان، تقابل میان صهیونیسم و مهدویت برجسته می‌نماید. این پژوهش با رویکرد ژئوپلیتیک اعتقادی به تحلیل این تقابل پرداخته و تبیین می‌کند که صهیونیسم با تحریف و سکولاریزه‌سازی مفاهیم مقدسی چون سرزمین موعود و ملت برگزیده، به پروژه‌ای سیاسی و انحصاری تبدیل شده است. این رویکرد نه تنها مشروعیت‌ساز سیاست‌های توسعه‌طلبانه و نژادپرستانه است، بلکه با دشمن‌انگاری ابدی مسلمانان، زمینه‌ساز خشونت و پاکسازی قومی می‌گردد. در مقابل، مهدویت در اسلام شیعی با تأکید بر انتظار فعال و حکومت جهانی، راهکاری انسان‌محور و عدالت‌گستر برای رهایی بشریت از ظلم ارائه می‌دهد. مهدویت با نفی تبعیض، مروج صلح و همبستگی است و دشمن را نه بر اساس نژاد، بلکه بر مبنای ستم‌گری تعریف می‌کند. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی نشان می‌دهد که در این تقابل بنیادی، پیروزی نهایی متعلق به اندیشه مهدویت خواهد بود؛ اندیشه‌ای که بر اساس آموزه‌های قرآنی و اصول اخلاقی، تحقق عدالت پایدار و نجات مستضعفان را نوید می‌دهد. در نهایت، این مطالعه با برجسته‌سازی ماهیت مخرب صهیونیسم و ماهیت نجات‌بخش مهدویت، چارچوبی نوین برای درک ژئوپلیتیک اعتقادی و تحلیل‌های آینده در روابط بین‌الملل فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی مفهوم و کارکرد مدارا در قرآن و عهدین</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736783.html</link>
      <description>مدارا و تساهل از مفاهیم بنیادینی هستند که در تعاملات فردی، اجتماعی و بین‌المللی نقشی تعیین‌کننده دارند. در پرتو رشد افراط‌گرایی دینی، خشونت‌های مذهبی و گسترش گفتمان‌های انحصارطلبانه، بازخوانی آموزه‌های اصیل ادیان در باب مدارا اهمیت دوچندان یافته است. این مقاله با رویکردی تطبیقی، به بررسی مفهوم، مبانی نظری، مصادیق تاریخی و کارکرد مدارا در دو دین بزرگ توحیدی اسلام و مسیحیت می‌پردازد. هدف پژوهش، پاسخ به این پرسش است که مدارا در این دو دین چه جایگاهی دارد، چه مبانی‌ای آن را پشتیبانی می‌کند، و چه مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی در نحوه فهم و اجرای آن وجود دارد. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای متون مقدس (قرآن، عهدجدید)، شروح معتبر (تفاسیر اسلامی، سنت‌کلیسایی)، و مطالعات معاصر در حوزه الهیات تطبیقی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مدارا در هر دو دین نه‌تنها توصیه‌ای اخلاقی، بلکه مفهومی دارای پشتوانه الهیاتی و انسان‌شناختی است. در اسلام، مدارا ریشه در عدالت و حرمت اختیار انسان دارد و در قالب آیات &amp;amp;laquo;لا إِکراهَ فِی الدّین&amp;amp;raquo; و سیره پیامبر اسلام جلوه‌گر است. در مسیحیت، این اصل بر پایه آموزه محبت الهی و شمول فیض الهی استوار است، به‌ویژه در سخنان حضرت مسیح (ع) درباره محبت به دشمنان. با این‌حال، در تطبیق آموزه‌ها با عملکرد تاریخی و اجتماعی، تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود که ناشی از بافت فرهنگی، ساختار حقوقی، و اهداف اجتماعی هر دین است. نتیجه این که با وجود اختلاف در جزئیات، اصل مدارا ظرفیت آن را دارد که به عنوان ارزش مشترک دینی، زمینه‌ساز تعامل میان‌ادیانی، کاهش منازعات و توسعه فرهنگ صلح گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه ساختاری-کارکردی آموزه تواضع در قرآن و عهد جدید</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736786.html</link>
      <description>تواضع در اخلاق دینی مسلمانان و مسیحیان جایگاهی ویژه دارد که آن را از حد صرف فضیلتی ممدوح فراتر می برد. پژوهش پیش رو با هدف مقایسه تطبیقی آموزه تواضع در قرآن و عهد جدید، به بررسی نظام‌مند وجوه اشتراک و افتراق آن در این دو متن مقدس می‌پردازد. ارائه تطبیقی این الگوها می‌تواند در گفتگوی بین‌ادیانی به عنوان مکملی برای تقویت نگاه جهان‌شمول به این فضیلت اخلاقی مؤثر باشد. در این راستا آیات قرآنی و فقرات عهد جدید با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، تحلیل می شود. یافته‌ها نشان می‌دهد تواضع در هر دو سنت، فضیلتی محوری و نشانه ایمان است، اما مبانی الهیاتی آن متمایز است. در قرآن، تواضع ریشه در توحید ذاتی و عبودیت محض دارد، حال آنکه عهد جدید بر الگوگیری از فروتنی مسیح و فیض نجات‌بخش تأکید می‌کند. در حوزه مصادیق، قرآن با ترسیم سلسله مراتب تواضع (در برابر خدا، والدین، مومنان و حتی جاهلان) و پیوند آن با عدالت اجتماعی، چارچوبی جامع و متعادل ارائه می‌دهد. در مقابل، عهد جدید بر تواضع درون‌کلیسایی و خدمت به عنوان تجلی محبت تمرکز دارد. از جنبه تربیتی، قرآن با رویکردی تدریجی و غیرمستقیم، و عهد جدید با ارائه الگوی مثبت و توصیه مستقیم عمل می‌کنند. قرآن با نگاهی جامعه‌ساز، تدریجی و توحیدمحور، تواضع را در خدمت بناء امت عادلانه قرار می‌دهد، حال آنکه عهد جدید با نگاهی نجات‌شناختی، فردگرایانه و مسیح‌محور، تواضع را راهی برای اتحاد با مسیح و وحدت کلیسا می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه مفهوم نبوت در قرآن و تورات: از شیخوخیت قومی تا رسالت جهانی</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736789.html</link>
      <description>مقایسة مفهوم نبوت در قرآن و تورات، نشان می‌دهد که این دو متن بر دو منطق الهیاتی و اجتماعی متمایز استوارند. واژه عبری &amp;amp;laquo;נָבִיא&amp;amp;raquo; در اسفار خمسه بیش از آنکه از یک منصب وحیانی مستقل حکایت کند در دل ساختارهای خویشاوندی، شیخوخیت و رهبری قبیله‌ای حل شده، به‌گونه‌ای که ارتباط خدا با نبی نه بر پایه مأموریتی الهی، بلکه بر اساس جایگاه او به‌عنوان بزرگ، پدر و شیخ قبیله شکل می‌گیرد. معیار برگزیدگی در این الگو عمدتاً بر سن، نسب، جایگاه اجتماعی و منزلت خانوادگی استوار است و کارکردهای اصلی نبوت شامل میانجی‌گری پدرسالارانه، شفاعت، برکت دادن، حفظ عهد نسلی و تضمین تداوم هویت قومی است. در مقابل، واژه &amp;amp;laquo;نبی&amp;amp;raquo; و مشتقات آن، ذر قرآن مفهومی متمایز دارد. قرآن نبوت را پدیده‌ای فراقومی، جهان‌شمول و مستقل از ساختارهای اجتماعی-قبیله‌ای معرفی می‌کند که بر اصطفای الهی، صلاحیت معنوی و تقوا تأکید دارد. در این چارچوب، نبوت نه در خدمت حفظ هویت قومی، بلکه برای هدایت انسان‌ها طراحی شده و پیامبر نه نماینده قوم نزد خدا، بلکه فرستاده او به سوی انسان‌هاست. قرآن با نفی معیارهای سنی، نسبی و قومی (از طریق نمونه‌هایی چون عیسی و یحیی) و تأکید بر تقوا به‌عنوان تنها ملاک کرامت، نبوت را از انحصار هویتی رها می‌سازد. این تفاوت بنیادین ریشه در بافت‌های اجتماعی-تاریخی متفاوت دارد و قرآن به‌صورت آگاهانه الگوی قوم‌محور نبوت توراتی را نقد کرده و جایگزینی جهان‌شمول و اخلاق‌محور برای آن ارائه داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معیار تحقق پیامدها و کاربست آن در اعتبارسنجی گزارش‌های معجزات حضرت عیسی(ع)</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736791.html</link>
      <description>معجزات حضرت عیسی (ع) از محوری‌ترین باورهای مسیحی است که به طور گسترده در اناجیل بازتاب یافته، و قرآن کریم نیز بر آن صحه گذاشته است. اثبات تاریخی این معجزات نه‌تنها بر اصالت نبوت این پیامبر (ص)، بلکه بر درستی ادعای قرآن نیز تأثیرگذار است. محققان پیشین، معیارهای مختلفی برای بررسی تاریخی بودن این معجزات مورد توجه قرار داده‌اند. نوشتار پیش رو بر پایه داده‌های کتابخانه‌ای و روش تحلیل تاریخی، ضمن معرفی &amp;amp;laquo;معیار تحقق پیامدها&amp;amp;raquo; برای بررسی گزارش‌های تاریخی، از آن برای اعتبارسنجی گزارش‌های معجزات حضرت عیسی (ع) به کار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تقریباً همه پیامدهای متصور برای بروز معجزاتی علنی و گسترده توسط عیسی (ع) را می‌توان نشان داد: استناد به معجزات توسط او و پیروانش؛ تاثیر بر شاهدان معجزات، پیروان و دشمنان؛ درخواست‌ها و مراجعات مکرر؛ شکل‌گیری صفت یا لقب؛ غلوّ؛ شکل‌گیری مراسمات؛ نامگذاری؛ تبرّک‌جستن؛ بازتاب معجزات در متن مقدس آن دین، قدیمی‌ترین متون مسیحی و همچنین منابع بیرونی (غیرمسیحی).</description>
    </item>
    <item>
      <title>حقیقت در تحریف پذیری یا تحریف ناپذیری قرآن و عهدین</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736774.html</link>
      <description>&amp;amp;rlm;کتاب مقدس مسیحیان مشتمل بر دو قسمت عهد عتیق و عهد جدید است. یهودیان تنها عهد عتیق را به عنوان کتاب مقدشان قبول دارند. کتاب مقدس &amp;amp;rlm;مسلمانان قرآن است. از آنجا که این کتاب ها منابع اصلی این ادیان هستند، اثبات تحریف پذیری یا مصون بودن آن از تحریف، در میزان اعتبار آموزه های آن ادیان و در معیار بودن آن کتب در جهت تشخیص حق از باطل تاثیر دارد. در این تحقیق با روش تحلیلی&amp;amp;ndash; توصیفی به پاسخ چیستی حقیقت در مورد تحریف پذیری یا عدم تحریف پذیری این کتب مقدس و مقایسه آن ها از این جهت پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهد، کتاب مقدس با توجه به متن خود کتاب مقدس که دارای اختلافات درونی است و نیز بر اساس آیات قرآن، دچار تحریف و تغییر شده است. برخی به خطاناپذیر بودن و عدم تحریف عهدین معتقدند، اما این درست نیست، زیرا مهترین دلیل آنان الهامی دانستن متن کتاب مقدس است، در حالی که این دلیل آنان دچار مشکلاتی چون دور است. اما در مورد قرآن، بر اساس نظر همه اندیشمندان اسلامی، تحریفی در آن صورت نگرفته است. البته برخی از عالمان مسلمان، بر اساس روایاتی قائل به تحریف به نقصان در قرآن شده اند، اما بر اساس این روایات نمی توان تحریف به نقصان قرآن را اثبات نمود. زیرا این روایات دلالت بر سوء تاویل یا تفاوت ترتیب سور قرآن در عصر نزول و قرآن در این زمان دارند و یا اینکه با وجود دلایل قطعی بر عدم تحریف قرآن، کنار گذاشته می شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازی با کلمات یا تحریف تورات؛ تحلیل آیه 46 سوره نساء و آیه 78 سوره آل عمران با تمرکز بر رفتار زبانی یهودیان</title>
      <link>https://qb.qurabi.ir/article_736782.html</link>
      <description>اگر چه بسیاری از پژوهشگران آیات 46 از سوره نساء و 78 سوره آل‌عمران را از جمله آیاتی به شمار آورده‌اند که نشان از تحریف لفظی تورات بلکه عهدین دارد اما دقت در این آیات نشان می‌دهد که آن‌ها به شکلی دقیق و عمیق به کنش‌های زبانی و فکری گروهی از یهودیان اشاره دارند که با استفاده از بازی‌های زبانی و تغییرات معنایی محدود، مخاطبان را دچار سردرگمی و تردید می‌کردند و وانمود می‌ساختند که سخنان‌شان برگرفته از متن مقدس تورات است. بررسی واژگان کلیدی &amp;amp;laquo;یلوون&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الکتاب&amp;amp;raquo; و تأمل در مفهوم &amp;amp;laquo;تحریف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الکلم&amp;amp;raquo; در منابع لغوی و قرآنی نشان می‌دهد که این آیات بیشتر به نقد نوعی حیله زبانی و تحریف معنوی محدود می‌پردازند، نه تغییر لفظی و اساسی متن مقدس. تحلیل‌های تاریخی و روایی نیز بر این نکته صحه می‌گذارند که در متن آیات تحریف لفظی واقعی تورات مطرح نشده و آنچه رخ داده، بازی‌های زبانی و تغییرات معنایی به قصد فریب و استهزاء است. بنابراین، به احتمال قوی می‌توان گفت این آیات دلیلی بر تحریف لفظی تورات نیستند و موضوع اصلی آنها، هشدار نسبت به سوءاستفاده‌های زبانی است، نه تغییر واقعی و مستقیم الفاظ متن مقدس. این پژوهش با تحلیل و تعمیق در واژگان کلیدی این آیات و با حمایت و پشتیبانی از سوی گزارش‌های تاریخی و روایی در تلاش است تا استوار سازد که این آیات بیش و پیش از این که گواهی بر تحریف باشند نشانی بر بازی با کلمات دارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
