متون مقدس در ادیان ابراهیمی بهعنوان متون مرکزی برای فهم اراده الهی در چارچوب ادیان ابراهیمی شناخته میشوند و تاریخ تفاسیر دینی شاهد تنوع قابلتوجهی در روشهای تفسیر این متون است. در تاریخ تفاسیر قرآن و عهدین، مکاتب تفسیری گوناگونی ظهور کردهاند که هر کدام با زبانی و روشی خاص به فهم آیات پرداختهاند که از ﯾﮏ ﺳﻮ، ﻫﺮ ﮐﺪام در ﺑﺴﺘﺮ و رﯾﺸﻪﻫﺎ و ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ و از دﯾﮕﺮ ﺳﻮ، ﻫﺮ ﯾﮏ از آﻧﻬـﺎ، آﺛـﺎر ﺗﺄﺛﯿﺮات ﺧﻮد را ﺑﺮ ﺣﻮزه اﻧﺪﯾﺸﮥ اﺳﻼﻣﯽ و اهل کتاب ﺑﺮ ﺟﺎی ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳـﺖ. پژوهه حاضر به بررسی و مقایسه دقیق روش تفسیری با تأکید بر سه محور کلیدی میپردازد: 1) التزام به ظواهر آیات ؛ 2) نقش منابع و گرایشها در تقویت یا تضعیف تفسیرهای ظاهری؛ و 3) پیامدهای این رویکردها برای فهم مشترک میان مسلمانان، یهودیان و مسیحیان. از طریق مرور مکاتب مختلف و تحلیل نمونههای متون تفسیری، ظاهرگرایی بهعنوان رویکردی که بر قراردادهای لفظی و استدلالهای عقلانی مبتنی است، ارزیابی میشود. نتیجهها نشان میدهند که تفاسیر ظاهرگرایانه اگرچه گسترهای وسیع را پوشش میدهند، اما غالباً به عمق مفاهیم توجه کمتری دارند. همچنین، با مقایسه رویکردهای مسلمانان و گرایشهای مسیحی و یهودی نسبت به قرآن و عهدین، تفاوتها و تشابههای تفسیری نمایان میشود و به درک همسوییها و تفاوتهای میان ادیان کمک میکند.