سحر در قرآن کریم مفهومی چندلایه است. تحلیل معناشناسی سحر در قرآن نشان میدهد سحر در محور جانشینی در کنار مفاهیمی چون «کتاب»، «حکمت»، «قرآن»، «تورات» و «انجیل» قرار میگیرد و در سطح فاعلی با خوشههایی مانند «الکافرون، الظالمون، المجرمون» پیوند مییابد. اما تحلیل درونمتنی قرآن منطق این جانشینهای معنایی را توضیح نمیدهد. از اینرو، مقاله با رویکردی بینامتنی به متون یهودی (تورات، تلمود و ادبیات بینالعهدینی) میپردازد تا افق فرهنگی–دینیای را بازسازی کند که قرآن در آن با سنتهای پیشین وارد گفتوگو میشود.بر پایۀ ترکیب معناشناسی ساختگرا در متن قرآن و تحلیل مضمون در متون یهودی، استدلال میکنیم که سحر در هر دو سنت واژهای منفرد نیست و در شبکهای مشترک از سه مؤلفۀ معنایی تعریف میشود: «قدرتبخشی»، «شگفتآفرینی» و «تعلیمپذیری». این مؤلفهها توضیح میدهند که چرا در قرآن سحر در محور جانشینی در کنار کتاب، حکمت و دیگر معارف الهی قرار میگیرد، هرچند از حیث ارزشی در قطب مقابل آنهاست. مؤلفۀ تمایزبخش در این شبکه «منشأ معرفت» است: در یکسو، وحی، کتاب و نبوت که از خدا و «گروه آسمانی» مطیع او سرچشمه میگیرند؛ و در سوی دیگر، سحر و کهانت که در قرآن به شیاطین و در متون یهودی به فرشتگان عاصی و دیوان نسبت داده اند. بدینسان، مقاله نشان میدهد که توجه به بینامتنهای یهودی به درک منطق جانشینهای قرآنی کمک میکند و قرآن در تمایز سحر از معجزه، با وجود اشتراک ساختار معنایی با سنت یهودی، خوانشی انتقادی و توحیدی ارائه میکند و جایگاه سحر را بهعنوان «معرفت قدرتبخش غیرالهیِ رقیب وحی» بازتعریف میکند.