مرگ، فقدان، رنج و ابتلاء از مسائل بنیادیاند که در سنتهای دینی با معنای زندگی، عدالت، مسئولیت اخلاقی و رابطۀ انسان با خدا پیوند دارند. این پژوهشِ توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی، کارکردهای معنابخش آموزههای مرگ، حیات پس از مرگ، ابتلاء، داوری، پاداش و کیفر را در یهودیت، مسیحیت و اسلام (بر پایۀ کتاب مقدس، قرآن کریم و تفاسیر) بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد در هر سه سنت، مرگ فراتر از رخدادی زیستی و پیوندخورده با مسئولیت، امید و سرنوشت نهایی انسان است؛ هرچند تلقی از رستاخیز، داوری و نسبت دنیا و آخرت متفاوت است. در یهودیت، تنوع تاریخیِ تلقی از مرگ و برجستگی عهد، شریعت و عدالت اینجهانی اهمیت دارد؛ در مسیحیت، حیات جاودان با رسالت عیسی مسیح پیوند مییابد؛ و در اسلام، مرگ در افق بازگشت به خدا، برزخ، حسابرسی، رحمت و توبه فهم میشود. پژوهش تأکید دارد که رنج و ابتلاء لزوماً کیفر قطعی گناه نیست و خوانش مسئولانۀ آنها مستلزم همدلی، درمانجویی و عدالتخواهی است. آموزههای داوری و کیفر نیز افزون بر هشدار اخلاقی، با رحمت، توبه و مسئولیت نسبت به دیگری پیوند دارند. نوآوری مقاله در تحلیل پیوستۀ این شبکۀ مفهومی و تفکیک سه سطحِ متن مقدس، تفسیر دینی و تحلیل کارکردی است.